نوع مقاله : مقاله پژوهشی
نویسنده
استادیار گروه مطالعات تطبیقی، پژوهشکده فرهنگ و معارف قرآن، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، قم، ایران.
چکیده
کلیدواژهها
عنوان مقاله [English]
نویسنده [English]
در میان رویکردهای مختلف تفسیری در دوران معاصر، تفسیر اجتماعی قرآن توسط مفسران مسلمان در ذیل جریان احیای دینی در جهان اسلام و رویکرد تاریخی-انتقادی و بروندینی مستشرقان از جایگاه و تاثیرگذاری ویژهای برخوردارند. بررسی تطبیقی این دو رویکرد به آشکارشدن بهتر پیشفرضهای بنیادین، ایجاد امکان گفتوگوی سازنده بهجای طرد یکسویه، و سنجش قدرت تبیینی این دو رویکرد کمک میکند. از این رو، تحقیق پیش رو با روش تحلیل تطبیقی و مطالعات کتابخانهای، خطوط فکری پاول نیوئنکرچن در کتاب قرآن مورخان را که مبتنی بر نقد تاریخی-انتقادی است، در برابر رویکرد تفسیری آیتالله خامنهای که از روش تفسیر اجتهادی با گرایش اجتماعی و بهویژه قاعده هرمنوتیکی «جری و تطبیق» بهره میبرد، قرار داده است. یافتههای پژوهش نشان میدهد که نیوئنکرچن با اتکا به مبانی طبیعتگرایانه، سوره تغابن را متنی بشری، منجمد در باستان متأخر، چندپاره و متأثر از متون نیایشی مسیحیت سریانی و اشعار جاهلی میداند. در نقطهی مقابل، آیتالله خامنهای با پذیرش قدسیت وحی، این سوره را کلامی زنده، فراتاریخی و منسجم تبیین میکند. او با عبور از لایههای صرفاً استنباطی، ژانر موعظه را، که در نگاه شرقشناسانه متأثر از متون مسیحی سریانی است، راهبرد تربیتی قرآن میداند و خود نیز با بهرهگیری از آن، مضامین و مفاهیم این سوره (مانند «تغابن»، «مُلک» و «فتنه») را بر عینیت جامعه معاصر، حوادث صدر انقلاب اسلامی و تقابل با استکبار جهانی تطبیق میدهد. این پژوهش تاکید دارد که عمده تفاوتهای این دو رویکرد در مبانی، روش و دیدگاهها برخاسته از نگاه متفاوت آنها به ماهیت و منشأ وحی قرآنی است.
کلیدواژهها [English]